خرید بک لینک

یه دفعه یاد این وبلاگ افتادم....

برای همه خواننده هایی که به وبلاگ ما میان میخام بنویسم.. که ما اومدیم کانادا. 18 اکتبر 2021.

من از یه کالج توی شهر تورنتو پذیرش گرفتم و ما پامون به خاک کانادا باز شد. الان دوسال و چندماهه که اینجاییم. من درسم توی رشته هوش مصنوعی تموم شد و الانم یه کار خوب دارم. اما زندگی سختی های خودشو داره....

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: سه شنبه 12 دی 1402 ساعت: 14:24

سلام به وبلاگ قشنگ و با صفامونخیلی وقته نیومدم... کم کاری میکنم...من و حامی عزیزتر از جان کرونا گرفته بودیم...من زودتر خوب شدم و حامی جون 3 هفته ای درگیر بود... لعنت به این مریضی...الهی بمیرم برای اون لحظه ی پست قبل... الهی بمیرم برای همه زحماتی که کشیدیم و  نتیجه ای ندید... من موندم استانبول 3بارهم امتحان دادم اما نمره ای که میخواستم نگرفتم. برگشتم و قرار شد با همون نمره اقدام کنیم اما با شرایطی که استرالیا گذاست تقریبا 80 - 90درصد بچه ها دیگه نتونستن برن... حالا هم کرونا پدرمون رو در آورده..بهمن ماه سوئیچ کردم روی کانادا و 2تا رشته برای کلگری فرستادم اما رد شدم. دیگه یجورایی دلسرد و بیخیال شدم. دیگه حوصله تلاش کردن ندارم. ما خیلی زحمت کشیدیم برای این پروسه نمیدونم شاید کافی نبوده اما واقعا بلاتکلیفی پدرمون رو درآورده ... ار طرفی این مملکت مزخرف و این دلار 23 هزارتومنی دیگه جایی برای فکر کردن نمیذاره که تو بخای بمونی و نری...دلم گرفته... برای خودمون برای خانواده هامون برای مظلومی مون.... چرا باید بخاطر 4تا خواسته ی ساده همه چی رو بذاریم و بریم؟ مگه ما دنبال چی می گردیم؟ بقول یه یارویی میگفت اگه ایران گلستان هم بشه چیزی از ما رفت که دیگه برنمیگرده و اون هم جوونی....برای یه دانشگاه خصوصی توی ونگوور مدارک فرستادم و منتطر جواب اونم. خسته ام... خسته... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: شنبه 11 تير 1401 ساعت: 22:06

البته که شادی امتحان قبلی زیاد طول نکشید و من دوباره مجبور بودم که بخونم برای نمره 79+و روز از نو روزی از نو....توی پست قبل نوشته بودم سختی راه رو طی کردم ولی در واقع کورر خونده بودم... روند زبان بعد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:38

سلام حامی جونمحامی که همیشه حامی من بودی....الان تو توی پرپازی و داری از استانبول برمیگردی و من هم روی تخت هتل Germir میدان تکسیم دل تنننننگگگگگ برای تو ....سه روز پیش هردو پی تی ای داشتیم و لعنت بهش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:38

راستش از عنوانی ک گذاشتم زیاد راضی نیستم! (عنوان سابق (بلخره غول زبان شکست خورد ) تغییریافت)ما غولش کردیم... زبان تنها چیزیه که به هیچ استعدادی احتیاج نداره و فقط تلاش میطلبه! منم این تلاش رو کردم و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 7:10

سلام سلامخیلی وقته مسکوت مونده اینجااومدم یه حال و هوایی بهش بدمراستش الان دوماهه که مرخصی ام و تقریبا تمام وقتم پای کتاب و دفترم این وسط یکی از بهترین تولدهای دنیا رو گذروندم اونم با یه بلیط به استانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: پنجشنبه 19 ارديبهشت 1398 ساعت: 4:24

سلامم سلامم سلاممالان دوهفته است که توی خونه موندم و دارم زبان میخونم و با آواا جا کلاس گرفتممخیلی خوشحالم چون از خودم راضی ام خوشحالم که قبل تولد امسال دوتا از چیزایی که قرار بود بهش برسم رسیدم. دوتاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 19:33

قاعدتا باید 15 دیماه از شرکت بیام بیرون برای یک مرخصی دوماه و نیمه اینقدر سر یه مرخصی منوحرص دادن که از همه دلسوزی و بدو بدوهایی که برای این شرکت داشتم پشیمون شدم! و به این فکر میکنم که من هم شاید بایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 12:40

اگه نامه ام امضا بشه، امروز آخرین روز کاری من خواهد بود... شاید برای همیشه شاید هم برای 2 ماه و نیم نمیدونم چه حسی باید داشته باشم سالهاست منتظر همچین روزی ام سالهاست فکرم درگیر این مساله است که اگهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 12:40

دیشب که داشتیم میخوابیدیم و دم دم های اآخر بیهوش شدنمون بود یه دفعه من گفتم عهههه چه جالب داره خوابمون میبره و تو بیدار شدی و کلی باهم خندیدیم مسخره بود ولی یه وقتایی همین چیزایی که برامون عادی شدهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 22:58

امروز داریم باهم برنامه مینویسیم برای اینکه متریال های امتحان pte رو توی 3 ماه تموم کنیم... مهمون هم داریم پشنگگگگگ همین الان که دارم تایپ میکنم کیتی و پشنگ مثل سگ و گربه دارن همو میزنن عاشق آخر هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 22:58

الان یک هفته است که دارم برای نامه و شرکت و میرم میام خیلی مسخره است که برای یه شرح وظایف ساده اینقد اذیتت میکنن و در آخرهم گفتن که بهم نمیدن با پدرجان تماس گرفتم که از روابط حسنه اش برای راه انداختن کارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 22:58

هفته پیش مدارک و رو فرستادیم برای و ترجمه و و دومیلیون و 300 هزار تومن هزینه ترجمه شون شد درسته که تمام قیمت ها براساس قیمت های رسمی دارالترجمه بود ولی آخه وقتی یک فیش 60هزارتومنه و یکبار ترجمه میشه دیگه لاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 22:58

این مترجم و ما کلا کار خاصی نکرد بنده خدا خسته نباشه البته تقریبا نامه شرح وظایف رو توی گوگل ترنسلیت سرچ کرده بود و ما مجبور شدیم اکثرش رو بازنویسی کنیم خودمون. غلط غولوط هم توی فیش های حقوقی و ریزنمراادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 22:58

این چند روز درگیر مهمون چینی مون بودیم. اولیور و هرچند که خیلی مقاومت میکردم دربرابر خراب شدنش روی سرمون توی آخرین تعطیلات، اما بودنش بد هم نبود حداقل اینکه بهم گفت نسبت به پارسال خیلی خیلی پیشرفت کردم تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا سلطانی تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 22:58

صفحه بندی